زنده باد بلوچ

چند سال قبل سه تن از اساتید مدرسه گشت سراوان به زاهدان آمده بودند. آن بزرگواران می خواستند جهت تسلیت یکی از ارادتمندان خود به بندرعباس بروند. حضرت مولانا (عبدالحميد) وقتی متوجه شدند آن بزرگواران می خواهند با اتوبوس به سفر بروند فرمودند: نه، شما با اتوبوس اذیت می شوید. مولانا شخصی را مأمور نمودند تا با ماشین تویوتای دو کابین خود این بزرگواران را به بندرعباس ببرند و مرا نیز دستور دادند و گفتند: همراه اساتید خود برو شاید به خدمتی نیاز داشتند.
آن علمای بزرگوار عبارت بودند از: شیخ الحدیث حضرت مولانا محمد یوسف حسین پور، مولانا محمد دهقان و مولانا مفتی خالد دهواری.
به طرف بندرعباس رفتیم. مسؤولیت تهیه غذا بر عهده من بود. وقتی به کافه های بین راهی نگه می داشتیم، از مولانا محمد یوسف حفظه الله می پرسیدم: چه غذایی میل دارید؟ می فرمودند: فرقی نمی کند هر چه هست، دستور بده بیاورند. مولانا خالد احتیاط می نمودند و هر غذایی را نمی خوردند می فرمودند: برای من سوپ جو بیاور. طوری شده بود که بعدا هر کجا نگه می داشتیم، مولانا محمد یوسف به شوخی می فرمودند: برای ما کباب بیاور و بپرس سوپ جو دارد برای مولانا خالد بیاور!
رفتیم بندرعباس، از آنجا به جزیره قشم رفتیم، تسلیتی گفتیم و به بندرعباس برگشتیم و از آنجا راه بازگشت را در پیش گرفتیم.
وقتی به بم رسیدیم گفتم: حضرت استاد! مطالبی که ما در مورد شهرهای قدیم در کتابها می خوانیم در ذهن ما زیاد روشن نیست، به این دلیل است که شکل شهرهای قدیم در ذهن ما مجسم نمی شود.
من می خواهم یک شهر قدیمی به شما نشان دهم، آیا می خواهید آن شهر قدیمی را از نزدیک ببینید؟ مولانا با خوشحالی فرمودند: چرا نخواهیم؟ خیلی خوب است اگر چنان جایی نشانمان بدهید.
من مولانا و همراهانش را به دیدن ارگ قدیم بم بردم. مولانا و همراهانش از دیدن آن شهر قدیمی بسیار متعجب بودند من در کنار مولانا محمد یوسف حرکت می کردم، به این خاطر که گفتم شاید سربالایی و یا هنگام بالا رفتن از پله ها احتیاج به کمک داشته باشد، اما ایشان از من قوی تر و زرنگ تر بودند، وقتی به بالاترین نقطه آن قلعه رسیدیم، نشستیم تا از آن بالا جاهای مختلف قلعه و شهر را تماشا کنیم.
مولانا همین طور که نگاه می کردند، فرمودند: زنده باد بلوچ! من خندیدم و گفتم : حضرت استاد شما هم قوم گرا شدید؟
مولانا با خنده فرمودند: نه؛ ولی بی اختیار این شعار از زبانم در آمد.
من با دیدن این شهر عجیب با خود فکر کردم این شهر با این دیوار و برجهایش چگونه فتح می شده؟
ناگهان به یادم آمد که بیشتر این شهرها را سپه سالار بزرگ بلوچ به نام سیاه سوار فتح کرده است؛ این بود که بی اختیار از زبانم بيرون آمد: زنده باد بلوچ!

مولوي عبدالمجيد شه بخش/ استاد دارالعلوم زاهدان