بسم الله الرحمٰن الرحيم
خانه / شخصيات و تأثرات / داستان مسلمان شدن حضرت رافع بن عمیر رضی الله عنه

داستان مسلمان شدن حضرت رافع بن عمیر رضی الله عنه

rafeدر تفسیر ”مظهری“ به حواله‌ی كتاب ”هواتف الجن“ از حضرت سعید بن جبیر منقول است كه صحابی رسول خدا – صلى الله عليه وسلم – حضرت رافع بن عمیر – رضي الله عنه – علّت اسلام آوردن خود را چنین بیان نمود: شبی در ریگستان، سفر می‌كردم، ناگهان خواب به من روی آورد و از شتر فرود آمدم و خوابیدم، قبل از به خواب رفتن طبق عادت قوم خویش این الفاظ را گفتم: «إنی أعوذ بعظیم هذا الوادی من الجن»؛ یعنی: همانا من پناه می‌برم به سردار جن‌های این بیابان.

در خواب دیدم كه شخصی شمشیر به دست دارد و می‌خواهد آن را بر سینه‌ی شترم فرود آورد، ترسیدم و از خواب پریدم و به راست و چپ نگاه كردم، كسی را نیافتم در دل گفتم این خیال شیطانی است و خواب واقعی نیست، باز خوابیدم و از خود كاملاً غافل شدم، مجدّداً همان خواب را دیدم، باز بیدار شدم و به چهار طرف شتر دور زدم چیزی نیافتم، ولی شتر را دیدم كه می‌لرزید، باز به جای خود رفتم و خوابیدم باز همان خواب را دیدم و بیدار شدم، دیدم كه شتر می‌لرزد و دیدم كه جوانی نیزه‌ای در دست داشته و ایستاده است و این همان شخص بود كه او را در خواب دیده بودم که داشت به شترم حمله می‌كرد و دیدم پیرمردی دست او را گرفته و او را از حمله به شتر باز می‌دارد. در این اثنا سه گورخر جلو آمدند و پیرمرد به آن جوان گفت: هر كدام از این گورخران مورد پسند توست بردار و شتر این انسان‌ را بگذار، یكی از گورخرها را برداشت و رفت. سپس پیرمرد به من نگاه كرد و گفت: ای احمق! چون می‌خواهی در بیابانی قیام كنی و از جن‌های آن‌جا می‌ترسی، بگو: «أعوذ بالله ربّ محمّد – صلى الله عليه وسلم – من هول هذا الوادی»؛ یعنی: من از ترس اشرار این وادی به خدای محمّد – صلى الله عليه وسلم – پناه می‌برم و به جن‌ها پناه نبر كه زمان پناه بردن به انسان‌‌ها و جن‌ها تمام است.

من از او پرسیدم «محمّد» كیست؟

گفت: نبی عربی است، نه شرقی و نه غربی است، روز دوشنبه مبعوث شده است.

پرسیدم: كجا سكونت دارد؟

گفت: در یثرب می‌نشیند كه نخلستان است.

اوّل صبح راه مدینه را در پیش گرفتم و مركب خود را دوانیدم، تا اینكه به مدینه طیبه رسیدم، چون رسول خدا – صلى الله عليه وسلم – مرا دید، قبل از اینكه من به او چیزی بگویم، تمام ماجرا را باز گفت و مرا به سوی اسلام دعوت داد، من هم مسلمان شدم.

معارف القرآن/ ترجمه مولانا حسين پور
رفتن به بالا